حسنعلى خان افشار

44

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

نصير خان فرمان دولت را پذيرفته بود لزومى نداشت كه در خانهء خود را به روى يك چنين مأمور بلندپايه‌اى باز نكند . سازش جودكى با دولت را برخورد اشرف خان و فتحعلى خان جودكى با حسنعلى خان ، كه در متن كتاب حاضر شاهد آنيم « 1 » ، تأييد مىكند . بااين‌همه آيا بپذيريم كه در روزگار اردشير ميرزا ميان جودكى نيز دو دستگى پديد آمده بود و گروهى كه فرمان نصير خان را گردن مىنهاده‌اند شورشى دولت بوده‌اند ، درحالى كه باقى طايفه به سركردگى اشرف خان و فتحعلى خان راه دوستى با دولت را در پيش گرفته بودند يا نه ، تنها گمانى است كه با توجه به ستيزى كه در ميان فرزندان نصير خان و عموهايشان - اشرف و فتحعلى - بر سر جانشينى نصير خان پيش آمد ، چندان هم نمىتواند دور از حقيقت باشد . يكى ديگر از طايفه‌هاى لرستان كه در رويدادهاى روزگار شاه مرد ، چه در زمامدارى اردشير ميرزا و چه به روزگار حكمرانى خانلرميرزا ، نامى از آن به ميان آمده است طايفه دلفان مىباشد كه وقايع نگاران رسمى نام تشمال آن را عليمردان خان نوشته‌اند « 2 » . گزارش لايارد وضعيت اين طايفه و تا اندازه‌اى موقعيت شمال لرستان را تا پيش از روزگار شاه مرد براى ما روشن مىكند ، او مىنويسد : دو طايفه دلفان و سلسله به شرارت و دزدى شهرت دارند و در قلمرو آنان بندرت مسافر يا كاروانى عبور مىكند . طايفه دلفان با بسيج يك نيروى هشتصد نفرى ، دژيمانى به نام « دژيمان لرستان » تشكيل داد . اين دژيمان سى صد نفر از طايفه ايتىوند و چهارصد نفر از ميموند و صد نفر از اينراوند يا رضاوند را شامل مىشوند . « 3 » دربارهء سفر ناصر الدين شاه به بروجرد ، بهار 1267 ق . / 1230 ش . ، وقايع نگاران رسمى گزارش جالبى به دست مىدهند كه تا حدود زيادى گوياى اوضاع شمال لرستان در روزگار شاه مرد است . گزارش آنان چنين است :

--> ( 1 ) . نك : متن ، ص 89 . ( 2 ) . شادروان على محمد ساكى به نبرد طايفه‌هاى لرستانى با خانلر ميرزا و برادرش اشاره كرده است و از على مردان خان دلفان به عنوان تشمال حسنوند ياد مىكند كه به هيچ‌وجه با گزارش‌هاى موجود هماهنگى ندارد . نك : ساكى ، جغرافياى تاريخى و تاريخ لرستان ، ص ص 335 - 336 . ( 3 ) . لايارد ، . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 29 .